حاج ملا هادي السبزواري

165

شرح مثنوى

تو عدوّ او نه اى : چه آن چه از او رسيده پايهء تست به علاوه آن كه مقوّم وجود خود را دشمنى و نيز نتوانى دشمن باشى و نيز رحمت واسعه اش ترا هم گرفته چنان كه فرموده : ( ( 3632 ) ) رحمَتش نه رحمت آدم بود * كه مزاج رحم آدم غم بود ن 563 1 - ك 195 27 رحمتش نه رحمت آدم بود : كه رقت قلب و انفعال باشد بلكه رحمت واسعه او و فيض مقدس او وجود منبسط است و قلب فيه قَدْ عَمَّ رَحْمتُه كُلًا بما لاقُوا فِى السَّم سَمٌّ و فى التِرياقِ ترياقُ « فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » 13 : 17 . ( 1 ) ( ( 3637 ) ) طفل ماهيت نداند طمث را * جز كه گويى هست چون حلوات را ن 563 7 - ك 195 31 طمث : به طاء مؤلفه و ثاء مثلثه بردن بكارت دختر را و مراد به ماهيات حقايق است و ماهيت تفسيرش ما به الشيء هو هو پس منافى نيست با آن چه اهل عقل در علوم حقيقيه گفته‌اند كه اكتناه ماهيّات به حدود جايز است و اكتناه وجود حقيقى كه مصداق وجود عام اعتباريست جايز نيست . ( ( 3644 ) ) كودكان خرد در كتّابها * و آن امامان جمله در محرابها ن 563 14 - ك 195 35 كتّابها : به وزن رمّانها و جوهرى گويد الكتاب و المكتب واحد و تغليط صاحب قاموس او را بىوجه است چه از راه سماع است نه قياس و اينجا از باب تسميه محل به اسم حال هم مىشود . ( ( 3651 ) ) ز آن كه ماهيات و سرّ سرّ آن * پيش چشم كاملان باشد عيان ن - ك 195 39 ز آنكه ماهيات : من حيث التحقق يعنى هويات و سرّ آنها فيض مقدس و سرّ سرّ فيض اقدس و به عبارت ديگر سرّ آنها رحمت فعليه و سرّ سرّ رحمت صفتيه و به عبارت ديگر سرّ وجود منبسط و سرّ سرّ هويت ساريه در كل مراتب وجود . باشد عيان : چه به علم حضورى رسند و به نحو تخلق و تحقق به او پيوندند كه اعرفوا الله با لله و الرّسول بالرّسالة و اولى الامر بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان . ( ( 3653 ) ) چون كه آن مخفى نماند از محرمان * ذات وصفى چيست كآن ماند نهان ن 564 1 - ك 196 1

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء رعد آيهء 17 . .